سفارش تبلیغ
صبا
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 89/8/23 توسط ابــــــــــرار | نظر

GODISNOWHERE"This can be read as "GOD IS No WHERE" or as "GOD IS NOW 

 HERE";Everything in life depends on how you look at them.Always think positive. " 

این جمله میتواند به دوصورت خوانده شود. خداوند هیچ کجا نیست یا  خداوند الان اینجاست همه چیز در  زندگی به این بستگی دارد که چطور به این جمله نگاه کنیم .همیشه مثبت بیندیشید.


نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 89/8/13 توسط ابــــــــــرار | نظر

الهی ! بساز کار من و منگر به کردار من، دلی ده که طاعت افزون کند.
طاعتی ده که به بهشت رهنمون کند، علمی ده که در او آتش هوا نبود،
علمی ده که در او آب ریا نبود، دیده ای ده که عزّ ربوبیت تو بیند،
دلی ده که ذلّ عبودیت تو بیند، نفسی ده که حلقه بندگی تو در گوش کند،
جانی ده که زهر حکمت تو به طبع نوش کند، تو شفا ساز که از این معلولان شفائی نیاید،
تو گشادی ده که از این ملولان کاری نگشاید، به اصلاح آر که نیک بی سامانیم،
جمع دار که بس پریشانیم.
خداوندا! تو ما را جاهل خواندی، از جاهل جز از جفا چه آید؟ تو ما را ضعیف خواندی،
از ضعیف جز خطا چه آید؟
خداوندا! بر حریف نشدن ما به نفس خود از آن ضعف انگار، و دلیری و گستاخی ما از آن جهل انگار.
آمین
کتاب سلوک عارفان/ حاج میرزا جواد ملکی تبریزی


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 89/7/27 توسط ابــــــــــرار | نظر

ای کریمی که بخشنده عطائی, و ای حکیمی که پوشنده خطائی, و ای صمدی که از ادراک خلق جدائی, و ای احدی که در ذات و صفات بی همتائی, و ای قادری که خدائی را سزائی,جان مارا صفای خود ده, و چشم ما را ضیای خود ده و ما را آن ده که آن به.
الهی در دلهای ما جز تخم محبت خود مکار و بر تن و جانهای ما جز الطاف و مرحمت خود منگار و بر کشته های ما جز باران رحمت خود مبار.
الهی دلی ده که در کار تو جان بازیم, جانی ده که کار آن جهان سازیم, تقوائی ده که از دنیا ببریم, یقینی ده که در آز بر ما باز نشود, دانائی ده که از راه نیفتیم, بینائی ده که در چاه نیفتیم.دست گیر که دستاویز نداریم,بپذیر که پای گریز نداریم, در گذار که بد کرده ایم.
الهی مار را از سه آفت نگاه دار: از وساوس شیطانی, واز مکاید نفسانی, و از غرور نادانی.
منبع: سخنان پیر هرات


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 89/7/14 توسط ابــــــــــرار | نظر

نیایش

خدای من!سرور من!منم, بنده بیچاره تو, همان که هیچ هیچ بودم, تو با عنایتهایت هستیم بخشیدی و با بزرگواریهایت کرامتم دادی و با فیض و فضلهایت نعمتهائی بیشمار ارزانی ام داشتی.توئی که نیازهایم بر آوردی؛ توئی که پناهم دادی؛ توئی که یاریم رساندی؛ توئی که بدیهایم را پوشاندی؛ توئی که با من نیکیها و مهربانیها و بنده نوازیها نمودی.
و من, منم که خطا کردم؛ منم که عصیان ورزیدم؛ منم که حرمت تو را شکستم؛ منم که فرمان تو را زیر پا گذاشتم؛ منم که از تو رو گرداندم؛ منم که به بیراهه افتادم؛ منم که کژروی کردم؛ منم که نفهمی و جهالت ورزیدم؛ منم که به گرداب تباهی و سیاهی در افتادم.
و اینک نه روئی دارم که پوزش خواهم و نه زبانی دارم که عذر آورم, وای بر من! وای بر من! چنان گناهکار و ناسپاسم که اگر زمین از گناهکاریهایم آگاه بود, بیگمان می شکافت و مرا در خود فرو می بلعید.اگر کوهها از وزر ورزیهایم با خبر بودند, پاره پاره می شدند.اگر دریاها ناسپاسیهایم را می دانستند, می خروشیدند و مرا به کام گردابهایشان فرو می کشیدند.
.ای بر من! وای بر من اگر کیفر گناهانم را و مجازات ناسپاسیهایم را به آخرت وا گذاری.
وای بر من! وای بر من! اگر در قیامت رو سیاه,سر افکنده, دست بسته و پشت شکسته به محشرم آوری, از من حسابرسی کنی, با من به اعمالم معامله کنی و به عدل و داد پاداش و کیفرم دهی.کاش آنچه از ان می ترسم, امروز دراین دنیا بر سرم فرود آید و آن روز در آن دنیا در پیشگاه خدایم, مولایم و سرورم رو سیاه, بی آبرو و شرمسارم نسازد.

منبع: کتاب سلوک عارفان


نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 89/5/28 توسط ابــــــــــرار | نظر

 


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 89/4/2 توسط ابــــــــــرار | نظر

* خدایا، اندیشه‌ام را در مسیری معنوی و روحانی قرار ده، تا روحم را با تو درآمیزم، و لذت ِ بودن ِ با تو را در لحظه لحظه‌ی زندگی‌ام دریابم.
* خدایا، اندیشه‌ام را چنان محکم ‌ساز که به حقیقت و عقلانیت متعهد باشم، و تنها بر پایه فهم و تشخیص خودم از زندگی، زندگی کنم، تا بتوانم از آنچه جامعه و دیگران از من می‌خواهند فراتر بروم.

* خدایا، به من بینشی عطا کن که هیچ وقت خود را با دیگران مقایسه نکنم، بر آنهایی که از من برتر هستند حسد نورزم، و بر آنها که پایین ترند فخر نفروشم، و بر آنچه دارم قناعت کنم و همواره در این اندیشه باشم که از آنچه در حال حاضر هستم، فراتر بروم.

* خدایا، به من فهمی عطا کن تا تفاوتهای خود با دیگران را دریابم، و بفهمم که با شخصیت منحصربه فردی که دارم قاعدتا زندگی منحصربه فردی نیز برای خود خواهم داشت، که از جهاتی می تواند متفاوت از زندگی دیگران باشد، مهم آن است که به تفاوتهای خودم و تفاوتهای دیگران احترام بگذارم و زندگی ام را منطبق با آن چه هستم، شکل ببخشم.

* خدایا، توانایی ِ عشق به دیگری را در وجودم بارور ساز، تا انسان ها را خالصانه دوست بدارم، و بهترین لحظات لذت زندگی ام، لحظاتی باشد که بدون هیچ نوع چشمداشتی، خدمتی به همنوع ام می کنم.

* خدایا، مرا از هر نوع نفرت و کینه ای که حوادث تلخ روزگار بر وجودم نهاده است، رها کن، تا با رهایی از نفرت و کینه، بتوانم دیگران را آن طور که هستند، بپذیرم و دوست بدارم.

* خدایا، فهم مرا از زندگی آن چنان ژرف ساز تا قوانین آن را دریابم، و بفهمم که در زندگی چیزهایی هست که قابل تغییر نیست، قوانینی هست که از آنها تخطی نمی توان کرد، تا ساده لوحانه نپندارم که هر آنچه می خواهم را می توانم داشته باشم، و هر آنچه آرزو می کنم خواهم داشت.

* خدایا، این توانایی را به من عطا فرما تا در لحظه لحظه زندگی ام، در لحظه حال و برای آنچه هم اکنون می گذرد زندگی کنم، و زیبایی ها و شادی هایی که هم اکنون از آن برخوردار هستم را با اندیشیدن بیش از حد به گذشته ای که دیگر پایان یافته است، و دغدغه بیش از حد برای آینده ای که هنوز نیامده است، نادیده نگیرم.

* خدایا مگذار که در بند گذشته باقی بمانم، و چنان تعهد و دغدغه ی کشف حقیقت را در درونم شعله ور ساز که هیچگاه بخاطر آنچه در گذشته حقیقت می دانسته ام و آبرو ، حیثیت و شخصیت اجتماعی ام بدان وابسته است، از حقیقت هایی که هم اکنون بدان ها دسترسی می یابم، و ممکن است همه آنچه در گذشته حقیقت می دانسته ام به چالش بکشد و بی اعتبار سازد‏، محروم نمانم.

* خدایا، کمکم کن تا عمیقا دریابم که زندگی بیش از آنچه اغلب می پندارند جدی است، و برای هیچ انسانی استثنا قائل نمی گردد، همه ما برای آنچه می خواهیم و در آرزوی آن هستیم باید تلاش کنیم و شایستگی و لیاقت به دست آوردن آن را داشته باشیم. خدایا، به من بیاموز که بدون شایستگی و لیاقت داشتن چیزی، نخواهم که تو آن را از آسمان برایم بفرستی.

* و در آخر ؛ خدایا، نعمت سکوت را بر من ارزانی دار ، تا در آن لحظاتی که طنین زندگی روزمره در درونم آرام می گیرد، نوای دلنشین و آرامش بخش حضور تو در روح و وجودم، مرا گرم و آرام سازد.


نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 89/3/27 توسط ابــــــــــرار | نظر

مناجات با خدا


الهی چه زیباست ایام دوستان تو با تو,
و چه نیکوست معاملت ایشان در آرزوی دیدار تو!
چه خوش است گفتگوی ایشان در راه جستجوی تو!
خداوندا, کار آن کس کند که تواند
و عطا آن کس بخشد که دارد
پس رهی چه تواند و چه دارد؟
چون توانائی تو, که را توان است؟
و در ثنای تو که را زبان است؟
و بی مهر تو که را سرور جان است؟
خدایا به شناخت تو زندگانیم,
و به نصرت تو شادانیم,
به کرامت تو نازانیم,
به عز تو عزیزانیم.
خداوندا!
ما که به تو زنده ایم, هرگز کی میمیریم؟
ما که به تو شادانیم, کی اندوهگین شویم؟
ما که به تو نازانیم,بی تو چون به سر آریم؟
ما که به تو عزیزانیم, هرگز چون ذلیل شویم؟
الهی چه غم دارد او که تو را دارد؟
که شاید او که تو را نشاید؟
خدایا!نه شناخت تو را توان,
نه ثنای تو را زبان,
نه دریای جلال و کبریای تو را کران,
پس تو را مدح و ثنا چون توان؟
                                                                                  مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری هروی


.: Weblog Themes Edit By Anjoman alborz :.

تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

اسلایدر

دانلود فیلم